مریضیییییییییییییی بد!

سلام راستی شما الان دارید با خودتان فکر

می کنید که این دختره عجب دختر بد خوابی

است و خلاصه.........                                                                                    

بد خوابی من به خواطر مریضی که دارم اسمی

ندارد ولی هر وقت سرم را مانند سجده  می

کردم درد می گرفت و تمام بدن جسد بود......

ماجرا از جایی شروع شد که من خونه ی

مامان منیره ام(مادر مادرم) شب خوابیدم....

ولی شانس من دوباره مامان منیره ام گر مش

شد.....افسوس و این طور شد که صدای کولر دوباره

به گوش رسید..... ومن سرما خوردم وقتی به

خانه و کاشانه ی خودمان برگشتم هر روز تا 

سا عت 6 صبح بیدار بودم!   تا این که پدرم

تصمیم گرفت تا مرا ببرد پیش داداشش یعنی

عمو ایمان من عمو ایمان به من پنیسیلین داد و

من و بابام رفتیم دکتر و  پنیسیلینم رازدم.....

خانم دکتر خانم بود و مهربان بود و می

خندید امیروارم شما همیشه بخندید....

بای بای نازنازیااااااا!

/ 4 نظر / 12 بازدید
تبریزی

ممنون که با ران پیام زندگی را به وبم برگرداندی .پیام ها ثبت می شود پاک نمی شود.لطفا دراملای دقت بفرمایید.وخاطرراتصحیح نمایید[عصبانی][کلافه][گریه]

گل نرگس

خیلی خوب شد که خانم دکتر خانم بود و ال فکرش را بکن اگر خانم دکتر آقا بود چی می شدددددددددددددد