گنجشک /آتش

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

 

پرسیدند : چه می کنی ؟

 

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و...

 

آن را روی آتش می ریزم !

 

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!

 

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در


آتش می سوخت تو چه کردی؟

 

 

پاسخ میدم : هر آنچه از دست من برمی آمد کوتاهی نکردم !!


/ 3 نظر / 5 بازدید
مهدی

نهههههههههههههه معلومه کلا وبلاگ قشنگی داری[لبخند]

ترنم باران

کاش بودنها را قدر بدانیم به خـــــدا قسم نبودنها همین نزدیكیهاست . . . !